پاریس در ۲۴ ساعت - روز اول
سفر کاری یک روزه به پاریس
بابامحمد هلندحرکت ما ساعت ۱۲ شب از خرونینگن بود. با یک ون به سمت پاریس حرکت کردیم و ساعت ۱۰ به هتل رسیدیم. بعد از استراحت به سمت مرکز شهر رفتیم و مستقیم خودمون رو به میدان تروکادرو رسوندیم. اینجا یک دید مستقیم و مرتفع به برج ایفل داریم. عکس هدر این صفحه رو همونجا گرفتم.
وقتی چشمم به برج ایفل خورد، یاد سفرهای دوران کودکیم افتادم. وقتی از تهران میکوبیدیم تا شمال و اون لحظهای که چشمامون دریا رو میدید. دقیقاً همون حس بود. با این تفاوت که آبی بیکران دریا خودش رو به برج بلند آهنین داده بود. وگرنه هردو برایم یادآور آرامش بودند.
چند دقیقهای طول کشید تا به خودم بیام. باور اینکه صحنهی روبروم واقعی بود. آدم بعضی وقتا چیزهایی که بدست آورده رو باورش نمیشه.
سکوی روبروی میدان تروکادرو، به خاطر ارتفاعی که داره، گویی که هم ارتفاع ایفله. به خاطر دید خوبش اینجا همیشه پر ا ز توریست و البته دستفروشاییه که میخوان بهتون چیزی بفروشن. البته که قیمتهاشون هم خوبه!
بعد از گرفتن چندتا عکس خوب با بک گراند ایفل، از پلههای باغهای تروکادرو پایین اومدیم و خودمون رو به پایین برج رسوندیم. دورتا دور برج با شیشه پوشونده شده و برای ورود به اون محوطه و البته بالارفتن از برج باید بلیط تهیه بشه. همون طور که گفتم من فقط ۲۴ ساعت فرصت بازدید از پاریس داشتم، پس به بازدید میدانی اکتفا کردم.
در فاصله حدوداً ۷۵۰ متری برج ایفل، پل دوطبقه بیر هاکیم (Pont de Bir-Hakeim) قرار داره. پلی که از یک طبقهش ماشینها و از طبقه بالا مترو رد میشه. اگه اهل فیلم و سینما باشید، این پل رو در فیلمهای سرآغاز (Inception)، Mission: Impossible – Fallout و فیلم کلاسیک «آخرین تانگو در پاریس» دیدید.
مقصد بعدی محوطه موزه لوور بود. سوار اتوبوس شدیم و از کرانه رود سن رد شدیم تا به پل هنرها (Pont des Arts) برسیم. این همون پل معروفیه که سابقا عاشقا اسشمون رو روی قفل مینوشتن و اون رو به پل وصل میکردن. وزن این قفلها اونقدر زیاد شد که سال ۲۰۱۵ شهرداری پاریس تصمیم گرفت نردههای فلزی رو حذف کنه و به جاش شیشه بگذاره!
از خیابون رد و وارد حیاط مربع شدیم که بخشی از کاخ لووره. مجموعه عظیمی که قبل از موزه شدن برای قرنها اقامتگاه و کاخ اصلی پادشاهان فرانسه بوده، قبل از انتقال دربار به کاخ ورسای توسط لویی چهاردهم.
داستان موزه لوور و هرم شیشهای معروفش هم شنیدنیه!
همونطور که گفتم لویی چهاردهم دربار رو به کاخ ورسای منتقل میکنه، بعد از اون کاخ لوور به محل نگهداری و نمایش کلکسیون سلطنتی تبدیل میشه و بعد از انقلاب فرانسه در ۱۷۹۳ درهای اون به روی عموم باز میشه.
حدوداً ۲۰۰ سال بعد، از اونجایی که ورودیهای کاخ ظرفیت میلیونها گردشگر رو نداشتند، رئیس جمهور وقت (فرانسوا میتران) به یک معمار مشهور چینی آمریکایی به نام I.M.Pei سفارش طراحی ورودی جدید رو میده. ساخت این هرم در زمان خودش با انتقادهای فراوونی روبرو بوده چرا که معتقد بودند ساخت این هرم مدرن شیشهای وسط کاخ کلاسیک و باروک فرانسوی، ناهمگونه. ولی بعد از اتمام ساخت و نورپردازی زیبای شبانه، این هرم تبدیل به یکی از جاذبههای پرطرفدار فرانسه شد.
در سمت غرب هرم لوور، طاق پیروزی کاروسل (Arc de Triomphe du Carrousel) دیده میشه که در سال ۱۸۰۸ میلادی و به دستور ناپلئون برای گرامیداشت پیروزیهای نظامی ارتش فرانسه ساخته شده. این طاق شبیه طاق پیروزی شانزلیزهست البته کوچیکتر از اون.
مسیر رو از کنار رود سن ادامه دادم، به سمت کلیسای جامع نوتردام. از کنار این پلها رد شدم:
• پون نوف (Pont Neuf): که به معنی پل نو هستش ولی یکی از قدیمیترین پلهای سنگی پابرجا تو پاریسه. تندیس شاه هنری چهارم سوار بر اسب هم وسط این پله.
• پل سنمیشل (Pont Saint-Michel) یا پل شانژ (Pont au Change)
و وارد جزیره ایل دو لا سیته (Île de la Cité) شدم که در واقع هسته اصلی شهر پاریسه. و نهایتاً به کلیسای جامع نوتردام رسیدم. یکی از برجستهترین شاهکارهای معماری دوره گوتیک که ساختش بیش از یک قرن طول کشیده و بعدها رمان معروف گوژپشت نوتردام ویکتور هوگو با الهام از اون نوشته شد تا این بنا رو از تخریب نجات بده. در سال ۲۰۱۹ دچار حریق گسترده میشه و بعد از بازسازی در سال ۲۰۲۴ دوباره درهاش برای بازدید باز میشه.
باید اعتراف کنم خیلی دوست داشتم داخلش رو ببینم اما هم وقت کم بود هم گرمای تابستون پاریس واقعاً خستهم کرده بود. این شد که یه بستنی انبه خوشمزه نوش جان کردم و برای شام خودم رو به رستوران ایرانی Maji رسوندم. یه کوبیده معمولی با برنج سرد خوردم و به هتل برگشتم.
دیدگاهها (0)